تبلیغات
قاتــــــــــــــی & پاتــــــــــــــی - خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسید سوار

آسمان مكثی كرد

رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت

به تاریكی شبها بخشید و به انگشت

نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

كوچه باغی است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

میروی تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل      

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

كودكی می بینی

رفته از كاج بلندی بالا

جوجه بر می دارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست كجاست؟




طبقه بندی: دل نوشته،

تاریخ : جمعه 24 اردیبهشت 1395 | 13:38 | نویسنده : MRYM | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.