تبلیغات
قاتــــــــــــــی & پاتــــــــــــــی

قاتــــــــــــــی & پاتــــــــــــــی
فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران .. زلال كه باشى، آسمان در توست .. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پاییز

كه همیشه

 لاى برگ هاى زرد و نارنجی نیست

گاهى قهوه ای ست كه سر مى رود ،

 غذایى ست كه ته مى گیرد

و لبخندى ست كه بى بهانه بر لبانت مى نشیند 

ساده بگویمت !

 دلتنگ كه باشى پاییز نزدیک است




طبقه بندی: دل نوشته،
[ شنبه 8 آبان 1395 ] [ 22:28 ] [ MRYM ]
فصلی در راه است

                      با اشک هایی که هنوز بر گونه خیابان

خشک نشده است

و عشق

                                       پنهانی ترین راز پاییز است




طبقه بندی: دل نوشته،
[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 15:06 ] [ MRYM ]


می دانم نمی دانی چقدر دوستت دارم
و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را در دست گرفته
می دانم که نمی دانی
چقدر می توانم دوستت بدارم
بی آنکه نگاهت کنم
یا صدایم کنی
بی انکه حتی زنده باشم
می دانم که نمی دانی
تا به حال چقدر دوست داشتنت مرا به کشتن داده است





طبقه بندی: دل نوشته،
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 14:15 ] [ MRYM ]


خداحافظ همین حالا ، همین حالا که من تنهام 

خداحافظ به شرطی که بفهمی ، تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید 

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است 

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

خداحافظ و
اسه اینکه نبندی دل به رویاها 
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ … خداحافظ … همین حالا !

[ سه شنبه 25 خرداد 1395 ] [ 20:58 ] [ MRYM ]


مگر یک بغض چه می خواهد ..؟؟


یک دل گرفته .. یک خاطره شعله ور .. و یک خط شعر!!

اگر همه این ها در غروب جمعه اتفاق بیفتد

دیگر من هیچ نمی گویم !!




طبقه بندی: دل نوشته،
[ جمعه 21 خرداد 1395 ] [ 16:15 ] [ MRYM ]




طبقه بندی: دل نوشته،
[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 17:18 ] [ MRYM ]

بیا بازم بذار رنگی بشه دنیام کنارت

هنوزم من دلم گیره چشام خیره به راهت

بیا تا دل نمرده باز، بازم یادم بده پرواز

بیا تا دلخوشیم بازم، کنار تو بشه آغاز

بشه آغاز

بیا بی تو من از این زندگی سیرم

نمیدونی دارم این گوشه میمیرم

بیا یادم بده پروازو با دستات

دلم با رفتنت دنیاشو از دست داد


بیا بازم بذار با هم بمونیم ما همیشه

دلم پیشه تو بد گیره

میگه بی تو نمیشه

بیا تا دل نمرده باز بازم یادم بده پرواز

بیا تا دلخوشیم بازم کنار تو بشه آغاز , بشه آغاز


بیا بی تو من از این زندگی سیرم

نمیدونی دارم این گوشه میمیرم

بیا یادم بده پروازو با دستات

دلم با رفتنت دنیاشو از دست داد






طبقه بندی: موسیقی،
[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 17:00 ] [ MRYM ]



آدمیزاده از سنگ که نیست ، از جنس شیشه هم نیست
اما خیلی راحت تر از شیشه می شکند ...

اینکه آدمیزادی دوس داره با درد و زخم عمیق یا حتی کوچک خودش زندگی کنه
تصمیم بدی نیست ...

حتی اگر هر لحظه زجرش بده
مهم اینه که آن عذاب برای آن فرد شیرینه

با تمام وجود حسش میکنه و غرق لذت میشه ...
یه لذت پوچ برای ادامه زندگی اجباری


[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 16:37 ] [ MRYM ]


 دلم یک ترانه ی غمگین خارجی می خواهد...

با زبانی که نمی فهمم چیست!

می خواهم به دردی که نمیدانم چیست...

زار زار گریه کنم

مثل این آهنگ هندی و روسی که هیچی نمیفهمم ازشون اما غمی که داره قشنگن
شاید هر موقع حوصله ام شد بذارمش توی وبلاگ




طبقه بندی: دلشکسته، دل نوشته،
[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 21:10 ] [ MRYM ]


دوری کن از نگاه من این عشق مسری است

شاید تو را به درد خودم مبتلا کنم....



طبقه بندی: دل نوشته،
[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 21:08 ] [ MRYM ]


نمیدونم چه حسیه
فقط تو یه کلمه میشه گفت حس خوبی نیست گاهی هم حس بدی نیست
وقتی نتونی افرادی را ببخشی
آدمایی که هنوز مهم هستن
آدمایی که حتی باهاشون زندگی میکنی
آدمایی که ازشون متنفری
مثلا خودت مثلا خدا مثلا ..
چقد سخت میشه این حس را توصیف کرد
اصلا کلمه ای نیست برای توصیفش
واقعا چرا؟




طبقه بندی: دل نوشته،
[ جمعه 31 اردیبهشت 1395 ] [ 21:24 ] [ MRYM ]

من اگه كسی رو داشتم دیگه دربدر نبودم

با غم و غربت و اندوه دیگه همسفر نبودم

اگه زخم نخورده بودم تو رو باور نمی كردم

توی این حصار پر درد با غمت سر نمی كردم

عمریه شب زده بودم پشت گریه صدات كردم

از پس آیینه ی اشك تا همیشه نگا ت كردم

آخه عشق معنای مرگه مسلخ پاییز و برگه

قصه ی عشق و حقیقت قصه ی گل و تگرگه

آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود

شكل تنهایی و غربت سر نوشت ادما بود

با چشات دنیا رو دیدم حتی من فردا رو دیدم

توی قلب قطره بودن با تو من دریا رو دیدم

عمریه شب زده بودم پشت گریه صدات كردم

از پس آیینه ی اشك تا همیشه نگا ت كردم

آخه عشق معنای مرگه مسلخ پاییز و برگه

قصه ی عشق و حقیقت قصه ی گل و تگرگه




طبقه بندی: موسیقی،
[ جمعه 31 اردیبهشت 1395 ] [ 21:21 ] [ MRYM ]

نشستم کنارت عذابم بدی، عذابم بدی من مدارا کنم
کنارم پرستیدنو حس کنی ، کنارت خدا رو تماشا کنم

نشستم ببینم کی ام پیشه تو ، منی که زمین و زمانم تویی
بگی تا کجایه جهان با منی ، منی که تمامه جهانم تویی

ببین اسمتو تا صدا میکنم ، تورو از یه دنیا جدا میکنم
منو زیره تیغه سکوتت نکش ،  دارم زندگیمو صدا میکنم

کنارم بشین و عذابم بده ، همین بودنه تو نیازه منه
دارم روز و شب زمزمت میکنم ، صدا کردنه تو آوازه منه




طبقه بندی: موسیقی،
[ جمعه 31 اردیبهشت 1395 ] [ 21:10 ] [ MRYM ]


رفته بودی ..!!
  خواستم ..
                                    یادت را بی آنکه کسی بفهمد
در دل پنهان کنم

نمی دانستم ..
                   قبرهای بدون سنگ
                                           مساحت بیشتری را غمگین می کنند



طبقه بندی: دل نوشته، دلشکسته،
[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 ] [ 21:45 ] [ MRYM ]



نمی گویم و می سوزم ، نمیجویم و میخواهم

به باطن تشنه عشق تو و به ظاهر غرق حاشایم





طبقه بندی: دلشکسته،
[ شنبه 25 اردیبهشت 1395 ] [ 21:22 ] [ MRYM ]
من به دنیا هم نمی آمدم

 شاید خوشبخت دیگری دوستت داشت

 
اما خودمانیم

 من به دنیا نمی آمدم

 کی هر لبخندت را روزی هزار بار جشن می گرفت ...


کی هر روز اردیبهشت برایت عروسی میگرفت ...

کی هر تابستان دلش شاتوت میشد برایت و مدام می ریخت ...


 کی هر پاییز قدر هزار باغ انار دلش ترک بر می داشت ،

 که نکند کم باشد برای دور کردن غروب های جمعه از جانت ...

 
 کی هر زمستان

تنهایی هزار تا آغوش میشد برایت ...

 
 دیوانه

من به دنیا نمی آمدم

کی هر شب برایت می مرد

و هر صبح برای بوسیدنت زنده می شد ...



طبقه بندی: دل نوشته،
[ شنبه 25 اردیبهشت 1395 ] [ 21:19 ] [ MRYM ]

درو میبندی و از خونه میری

تمومه خونه هر چی هست میبلعه

یه جای کار دنیا اشتباهه یکی میره یکی از دست میره


درو وا میکنم میشینم آروم

تمومه سهمم از تو گرد و خاکه
کجاست اون حسه امنیتی خدایا چقدر این خونه بی تو ترسناکه


یه عمری رو به چشمات ایستادم

فقط دل باختم چیزی نبردم
همش حس میکنم اینجا نشستی همش حس میکنم رو دست خوردم


تو دنیایی که امنیت ندارم

جلوم دیوار پشتم پرتگاهه
درو میبندی و از خونه میری یه جای کار دنیا اشتباهه




طبقه بندی: دل نوشته،
[ شنبه 25 اردیبهشت 1395 ] [ 21:13 ] [ MRYM ]
در فلق بود كه پرسید سوار

آسمان مكثی كرد

رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت

به تاریكی شبها بخشید و به انگشت

نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

كوچه باغی است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

میروی تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل      

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

كودكی می بینی

رفته از كاج بلندی بالا

جوجه بر می دارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست كجاست؟




طبقه بندی: دل نوشته،
[ جمعه 24 اردیبهشت 1395 ] [ 12:38 ] [ MRYM ]
چه می شد مثلا بجای راننده ی تاکسی تو بغل دستم نشسته بودی
و با دست های مسحور  کننده ات دنده عوض می کردی .

یا مثلا در فاصله ی خالی بین کلاس هام که مجبورم به خانه برگردم
وقتم را با تو میگذراندم .

یا اینکه روز تولد زنگ در خانه به صدا در میامد
و پست چی و پاکت و محموله ی کادو
و دست خط مسحور کننده ی تو و.... .

یا مثلا حالا که سرماخورده ام هر هشت ساعت بهم زنگ بزنی
و آنتی بیوتیک ها را یاداوری کنی که یعنی نگرانمی .

یا پنج شنبه که باران بارید زنگ میزدی
و می گفتی فقط پنج دقیقه صبر کن
هر جا باشم میایم دنبالت .

یا آن پسره ی دیلاق بی ریخت را با غیرت مسحور کننده ات
 از سر راهم برمیداشتی .

یا دیشب که خوابم نمی برد
تا صبح برایم حرف میزدی تا یادم باشد که تنها نیستم .

یا وقتی دلم گرفته
 و غم دنیا روی دلم سنگینی میکند برایم آسمون ریسمون ببافی
که باورم شود به کوه تکیه داده ام و هیچ غمم نباشد .

میدانی چیست
عمر آدم به هر صورتی که باشد میگذرد
خیلی هم زود و سریع میگذرد

فقط فرقش در این است که وقتی بعد از سی سال
در آستانه میانسالی به آینه نگاه میکنی ببینی

 آیا به ازای نصف موهای سفیدی که به دنیا داده ایم
به آرزوهایمان رسیده ایم یا نه؟




طبقه بندی: آرزوی دل،
[ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 ] [ 12:12 ] [ MRYM ]
همه از آمدن بهار خوشحالند
لباس نو ، حال نو ، ... همه چی نو می شود با سال نو
جز خاطراتی که کهنه تر می شوند
و بهار داغی نو بر جای می گذارد
چرا 7-8 ساله برای من بهار سمبل اتفاقات بد شده ؟؟!!



طبقه بندی: دل نوشته،
[ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 ] [ 15:01 ] [ MRYM ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 50 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


بِسمِـ ا..ّ. اَلرّحمنـِ الرّحیمـ

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ

لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ

مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ

إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ

إِلاَّ بِمَا شَاء

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ

وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ*

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ

قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ

فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ

وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ

لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ

یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ

وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ

الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ

أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ*




ღღ
ღღღ
ღღღღ
ღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღ
ღღღღ
ღღღ
ღღ



سلام رهـــگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و واژه هایم بنگر
وآرام آرام مرا با این صفحه ورق بزن
بعــــــــــــــــــــــــد
به رســـــم روزگار
مرا و نوشته هایم را
به دست فراموشی بســـپار



ღღ
ღღღ
ღღღღ
ღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღ
ღღღღ
ღღღ
ღღ



آدمک اخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه به یادت دادیم
بر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخردنیاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند



ღღ
ღღღ
ღღღღ
ღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღ
ღღღღ
ღღღ
ღღ



مردم، اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند؛

ولی تو آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی، تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند؛

ولی تو مهربان باش.

اگر شریف و درستکار باشی، فریبت می دهند،

ولی تو شریف و درستکار باش.

نیکی های امروزت را فراموش می کنند؛

ولی تو نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دیگران ببخش، حتی اگر هیچگاه کافی نباشد.

و در نهایت؛می بینی که

هر آنچه که هست میان تو و خداوند است،

نه میان تو و مردم.



ღღ
ღღღ
ღღღღ
ღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღ
ღღღღ
ღღღ
ღღ



یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند


یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند



ღღ
ღღღ
ღღღღ
ღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღ
ღღღღ
ღღღ
ღღ





فـــرقـــی نـمــیکــنـــد

تـــو دل ببـــــــری

یــــا مــــن دل ببـــــــــــازم ...

اگـــر حـــکــــم ،

حـــکــــم د ل نـبـــاشـــد

دیـــر یــــا زود ,

یــک نفــــر خواهـــــد بریــــــد !!!



ღღ
ღღღ
ღღღღ
ღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღღღ
ღღღღღღღღ
ღღღღღღღ
ღღღღღღ
ღღღღღ
ღღღღ
ღღღ
ღღ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ
.... ..... ........ ......

  • paper | طلا باکس | پایگاه صنعتی